است. رابطهٴ اسحاق با شاگردش مانند رابطهٴ آمونيوس حمال با فلوطين است؛ اگر آمونيوس را موٴسس فلسفهٴ نوافلاطوني بدانيم، در آن صورت اسحاق هم موٴسس قَبّاله (قَبّالاه) خواهد بود.
اينك، تأليف يكي از نخستين كتابهاي قَبّالي به نام بهر1 عموماً به اسحاق يا مكتب او نسبت داده ميشود. عنوان كتاب (يا
سفر هه ـ بهر، يعني كتاب درخشان) به نحميا بن هه ـ قنه (سدهٴ اول) منسوب است ــ چون به مدرش و رابي نحميا بن هه ـ قنه موسوم است ــ ولي پيداست كه مربوط به مدتها بعد است، كه هيچ اشارهاي بدان در ادبيات عبري پيش از سدهٴ سيزدهم، ديده نميشود. اين كتاب تفسيري است صوفيانه و بسيار غامض بر بابهاي نخستين سفر تكوين، كه به شصت بند كوتاه تقسيم شده و به صورت محاورهاي است ميان استاد و شاگردانش. كتاب بهر با سِفِر يِظره ارتباط نزديكي دارد، و بهنوبهٴ خود نوعي تلخيص زُهر2 است.
دربارهٴ زُهر ¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ موسي ليوني (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم). توجه داشته باشيد كه عنوانهاي بهر و زُهر معادل است. در ميان عقايدي كه در بهر ارائه شده وجود قدمت عالم بههمان صورت كه خداست؛ تناسخ و تثليث آسماني است. همچنين، حاوي آموزهٴ صدور عشره است ــ سهتا صادرهاي اولي، يعني نور اولين، حكمت و عقل (مثل فكر تثليث)؛ و هفتتا صادرهاي ثانوي. اين آغاز نظريهٴ قبّالي داير بر صدور3 بود. اگر ميتوانستيم مطمئن شويم كه سِفِر هَه ـ بَهِر را اسحاق نابنيا نوشته، در اين صورت بيشك وي بنيانگذار قبّاله ميبود؛ ولي بيشترين كاري كه ميتوان كرد، انتساب آن به او يا شاگرد اوست.
يادداشتي دربارهٴ سِفِر يِظيره4
در مجلد اول از سِفِر يِظيره (كتاب آفرينش) سخن نگفتهام (جز اشارهاي كوتاه در ص 617، كتابنامه ص 267)، چون نميدانستم آن را در كجا قرار دهم. با اين حال بايد برخي مطالب آن را براي فهم بهتر آيين قبّاله مورد توجه قرار داد.
گاه اين كتاب را به رابي اكيبه (پايان سدهٴ اول)، به ابراهيم نبي[ع]، و حتي حضرت آدم(!) نسبت ميدهند. اين انتسابها بيمعني است. جز اين كه مبين توجهي است كه بدان مبذول ميشود. بيشك اين كتاب كهني است كه از موضوعات باز هم قديميتري تأليف شده است.
تاريخ آن احتمالاً از عصر جايوني است؛ بههر حال مقدم بر سعدياي جايون (نيمهٴ اول سدهٴ دهم) است، كه آن را شرح داده است.